تبلیغات
گروه فرهنگی، قرآنی ندای آسمانی

             گروه فرهنگی، قرآنی ندای آسمانی
                          ماشیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت
نظر سنجی
ارزیابی مطالب این وبلاگ را چگونه می بینید؟





لینک های مفید
حمایت میکنیم

مشاهدات عینی نگارنده در شهریور 1378


چون نوبت به بیان وضع مسجد در حال حاضر رسید، برای اینکه چیزی را بدون تحقیق ننویسم، عصر روز سه شنبه نهم شهریور (1378) شمسی، مطابق با پانزدهم جمادی الثانی (1420) قمری، ابتدا با بعضی از دوستان از کوه خضر دیدن نمودم. این کوه حدّ فاصل بین قم و جمکران است و حدود سه کیلومتر با جمکران فاصله دارد. راه این کوه در حال حاضر منحصر به جاده‏ای است که از شهرک امام خمینی به آن کوه منتهی می‏شود. از پایین که نگاه شود، چندان مرتفع نیست، ولی از بالای آن بسیار مَهیب و مرتفع به نظر می‏رسد، وقتی از بالا به پایین نگاه شود گویا از هواپیما به زمین نگاه می‏شود. آن چنان حیرت آور و وحشت‏انگیز است که پایین آمدن را بر انسان دشوار می‏سازد.
افضل‏الملک که در سال (1310) قمری از این کوه دیدن کرده است می‏نویسد: وجه تسمیه این کوه به خضر این است که می‏گویند: در اینجا حضرت خضر دیده شده است. وی می‏نویسد: از قدیم اوتاد و   اقطاب در آن کوه به اعتزال به سر می‏بردند.
در بالای کوه مسجد کوچکی است، دارای محراب و جالب توجّه. نگارنده نماز مغرب را در آنجا خواندم. صاحب کتاب انوار المشعشعین که در سال (1302) قمری به تدوین آن کتاب اشتغال داشته است می‏گوید: شخصی نذر کرد که هرگاه حاجتش روا شود برای بالا رفتن به آن کوه پلّه بسازد، چون حاجت روا شد،  سیصد پلّه برای آن کوه درست کرد.

 


ولی در حال حاضر، جاده را به صورت مارپیچ درست کرده‏اند و انسان به آسانی می‏تواند بالا رود. قلّه کوه را هم تسطیح نموده‏اند، به طوری که جمع زیادی می‏توانند در بالای کوه اجتماع کنند. از قرار مسموع در سال گذشته، بعضی از ارگانهای دولتی در آنجإ؛کک مراسم خواندن دعای عرفه را بپا داشتند. در هر حال این کوه حیرت افزا و دیدنی است. کسی که مکّه را دیده و به جبل النور رفته باشد در بالای این کوه به یاد غار حرا می‏افتد.
در بالای کوه احساس معنویّت می‏شود و تمام شهر و اطراف آن به خوبی دیده می‏شود. خصوصیات آن کوه قابل توصیف نیست. امکانات عیّاشی در آنجا وجود ندارد، لذا هر نوع شایعه مرکزیت آن کوه برای گناه تکذیب می‏شود.
بعد از ادای فریضه مغرب، راهی مسجد جمکران شدیم. حدود نیم ساعت از شب گذشته بود که وارد شبستان مسجد شدم. به سختی توانستم جایی برای نماز عشا پیدا کنم. بعد از فریضه عشاء برای بررسی اوضاع از شبستان خارج شدم. تمام فضای رو باز اطراف مسجد که چندین هزار متر مربع می‏باشد، زیر پوشش جمعیت بود.اکثر مردم به نماز و دعا مشغول بودند و هر دقیقه به عدد آنان اضافه می‏شد.
از آنجا، راهی درمانگاه مجلّل و مجهّز مسجد جمکران شدم. آماری از دکترهای متدیّن که رایگان برای معاینه و نسخه نویسی به آن درمانگاه می‏آیند در تابلوی بزرگی نوشته شده بود. داروخانه‏اش دایر و فضایش مملوّ از مسافر بود.
بعد از مدّتی کوتاه به طرف مسجد آمدم. صدها دستگاه وسیله نقلیه از کوچک و بزرگ در بیابانهای اطراف به چشم می‏خورد. سیل خروشان جمعیت رو به افزایش بود و از بلندگوهای مسجد صدای قرآن طنین انداز بود.
بعد از دیدار با بعضی از اعضای هیئت مدیره و صرف شام، مجدّدا از فضای روباز مسجد مسیر خروجی را طی کردم. با دقت وضع مردم را زیر نظر گرفتم. اکثر آنان مشغول دعا و نماز و عبادت بودند. مجموع این وضعیت در داخل فضای روباز، منظره مسجد الحرام و منظره منی و عرفات را در ذهن انسان تداعی می‏نمود. در این هنگام، مدح امام زمان از بلندگوی مسجد پخش می‏شد. اوضاع سمعی و بصری آن چنان جذّاب بود که قابل توصیف نیست. از داخل تاکسی مشاهده کردم که یک روحانی محاسن سفید، از دیدن این منظره و شنیدن مدح امام زمان‏علیه‏السلام آن چنان به وجد آمده که گویی به طرف مسجد پرواز می‏کند و با ریختن اشک چشم و تکان دادن دستها گویا امام را می‏بیند. خلاصه چنان از خود بیخود بود که این بنده سنگدل را به گریه انداخت.
از بعضی در مقام انتقاد شنیده می‏شود که به بهانه جمکران، بعضی از مردم راهی صحنه گناه می‏شوند. پاسخ ایشان مثل مشهور است: برای یک بی نماز، درِ مسجد بسته نمی‏شود. از یک اجتماع چند هزار نفری نباید توقّع عصمت داشت. انجام چند جرم یک امر طبیعی هر اجتماع است.
اشکال تراشان بیایند اشکال را برطرف کنند و از این جمعیت که با هزینه خود از اطراف کشور به این مکان می‏آیند با امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغات صحیح بهره برداری کنند. این اجتماع عبادی در هر مکانی باشد آن مکان، مقدّس می‏شود و در هر بیابانی که فریاد و ضجّه بلند نمایند، جای استجابت دعا می‏گردد. همه باید جمع شویم از افراط و تفریطها و اسراف کاریها، تجملات و خود سریها بکاهیم و آن چنان را آن چنان‏تر بنمائیم.

ای به کشور ایمان، شهریار بی همتا! 
وی به عرصه امکان، گنج علم سبحانی!

آیت خدایی تو، جان مصطفایی تو 
قلب مرتضایی تو، هفت سرّ قرآنی

هم نهانی و هم پیدا، در مَثَل چو خورشیدی 
گر چه از نظر چندی است زیر ابر پنهانی

ای عجب به پنهانی، می‏زند ره دلها 
نرگست به شهلایی زلفت از پریشانی!

از رخت نقاب افکن، راز عالمی بگشا 
تا عیان شود بر خلق، سرّ اوّل و ثانی

حال ما مسلمانان، در هم است و بی سامان 
درد ما شود درمان، از لبت به آسانی

خاطرِ الهی را از رخت چون ماه افروز 
کز غمت شب هجران، در هم است و ظلمانی




[ پنجشنبه 10 شهریور 1390 ] [ 06:02 ب.ظ ] [ گروه ندای آسمانی ]

Weblog Theme By :: Nima Eskandari :: Www.javanskin.ir  ::  Khamenei.ir


درباره وبلاگ


چه انتظار عجیبی!
بین همه منتظران ، عزیز من چه غریبی!
عجیب تر که چه آسان ، نبودنت شده عادت.
چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی و نه وفایی.
فقط نشسته و گفتیم:خدا کند که بیایی ...
(بنده زنده باشد و حضرت ...)
چارت مدیریتی گروه فرهنگی،قرآنی
ندای آسمانی

مدیر گروه : احسان حائری زاده

معاونت مالی : علی حسامی

معاونت اجرایی : محمد صالح هژبری

روابط عمومی : علی اكبر انجم شعاع ، هاشم پوراله وردی

گروه پژوهش : آرین عرب ، آرمین عرب

نویسنده وبلاگ : محمد ارجمند

برنامه نویس : محمد امین امجدی

طراحان : میثم خیری و مصطفی رحمانی

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
طراحی و پشتیبانی قالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب